پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

35

سقوط اصفهان ( فارسى )

است ، با صداقت هر چه تمامتر آنها را با قيد اينكه « بايد مورد تحقيق واقع شود » ثبت مىنموده است ، و هر كجا صحت آنها بتحقيق مىپيوست ، در جاى مناسب مراتب را تذكر مىداده است . گزارشهاى وى را عنوان و سر فصل نيست ، چون هيچ وقت در نظر نداشته است كتابى تأليف كند ، به اين جهت گزارشهاى وى به صورت نامه‌هايى طولانى با سقف بزرگ ( ميناس ) درآمده است . اين گزارشها به 133 فقره تقسيم شده ، و هر قسمت به تاريخى كه گزارش آن به وى رسيده است ثبت شده است . اصلا اين فقرات بعنوان گزارش اخبار براى اسقف بزرگ ( ميناس ) تنظيم شده است ولى يك نسخه ترجمهء روسى آنها را نيز وى به سردار روسى ، لواشف « 1 » ، كه در آن زمان فرمانده سپاهيان روسى در گيلان بوده است ، تسليم مىداشته است . از وضع و ترتيبى كه گيلاننتز گزارشهاى خود را ترتيب داده است ، واضح مىگردد كه وى نهايت كوشيده است ، از بيان مطالب مبهم خوددارى كند . به همين جهت همت خويش را منحصرا بذكر حقايق مصروف داشته است ، و بدين سبب نيز مطالب گزارشهاى او كاملا با گزارشهاى ساير مورخين و ناظرين زمان تطبيق مىنمايد . گزارشهاى وى را به دو قسمت عمده مىتوان تقسيم نمود . قسمت نخستين عبارت از وقايعى است كه بيشتر در اصفهان ، پايتخت دولت صفوى ، اتفاق افتاده است . و قسمت دوم شامل حوادثى است كه در شمال ، يعنى نواحى قفقاز و حدود سرحدى ايران و تركيه روى داده است . پس از اشاره به حملهء افغانان و جنگ گلون‌آباد ، گيلاننتز اطلاعات دقيق

--> ( 1 ) - Levashov